"استقامت فراموش شده"
نمونه ای از مبارزات مختلف را در جامعه میتوان یافت که با اهداف عالیه ای همراه اند و افراد بیشماری برای دستیابی به این اهداف مقدس جان بر کف تحمل هر سختی و مشقات را نموده اند. برای مثال مبارزه در راه احقاق حقوق زنان، مبارزه بر علیه نژادپرستی و تعصبات و ... . این شعر بیانگر گوشه ای از این استقامت، مبارزه و در نتیجه پیروزی است.
موضوع اصلی شعر این است که شاعر از جوانان میخواهد قربانیان ظلم را که در مقابل ستم مقاومت کرده ، رنج کشیده اند و آزادی را به آیندگان هدیه کرده اند را در ایام خوش زندگی خود به یاد آورند. شاعر در اینجا محیط ظلم و خفقان را به شب که نشان دهندهء یک فضای تاریک و ظلمانی است تشبیه کرده است وظالمان حاکم بر آن محیط مانند خفاشان خون آشامی هستند که به تاریکی ها و ظلمت روی میاورند و از دیگران به نفع خود بهره برداری میکنند.
قربانیان ظلم و ستم زیر سایه این محیط فشار و خفقان، استقامت کرده و صبح روشن آزادی را چون نگینی گرانبها بر پایهء انگشتر که همان فردا و آینده است نشانده اند و با اینکه صبح آزادی را به دیگران بخشیده اند خود اسیر دیوارهای سکوت زندان بوده اند. زندانهایی که نغمه های زندگی را در خود به حبس کشیده (از زندگی خود محروم بوده اند) و رنجی همچون رنج آهن در کورهء آتش را بر بدنهایشان تحمل کرده اند.
با وجود همهء این سختیها طلسم نگهبانان جادوی ظلم کارساز نبود. هیچ یک از آنها که به دنبال آزادی بودند نه از راه و هدفشان بازماندند و نه با دشمن هم گام شدند. شاهد این استقامت، پایداری آنها صبح روشنی است که هر روز بر بام خانه ها یمان میدمد و شیرینی شربتی است که در جامهایمان میجوشد. شیرینی و خوشی زندگی فردای ما شاهد و گواهی است بر پایمردی و عزم آنها که از رزم و جنگ در برابر ظلم نیز با شکوه تر و جانانه تر است.
خواننده با خواندن این شعر ابتدا در وجود خود حس حزن و اندوه میکنند و از مصائب و سختیهایی که آنها تحمل کرده اند، محزون میشود ولی وقتی به نتیجه این پایداری و استقامت که همانا طلوع صبح رو آزادی و فردایی بهتر است می اندیشد، احساس از امتنان و غرور و افتخار نسبت به آنها میکنند.